تبلیغات
داستان بزرگ شدن من - داستان همراه با عكس
شعر و داستان و عکس و خاطرات کودکانه

داستان همراه با عكس

6 شهریور 90 05:54 ب.ظ

نویسنده : پرستو مهربانی

 

به نام خدا

سلام خوبید . خوشید . سلامتید

خوب می خوام بگم ممنون كه ننظر گذاشتید برای مطلب

قبلیم برای این مطلبم بذارید هاااااااااااا

خوشحال می شم خیلی زیاد

خوب بعد از داستان یك نقاشی های زیبا داریم

ادامه ی مطلب ......................

حالا بریم سراغ داستان

آی قصه قصه قصه .نون و پنیر و پسته

 

تا اونجایی گفتیم كه شب تولد راپونزل مادر و پدرش یك

فانوس به رنگ موهای طلایی اون پر دادن به آسمون

ولی چیزی نگذشت كه گوگسل پیرزن جادوگر شب یواشكی

وارد اتاق بچه میشه برای اینكه بفهمه در كدام قسمت

بچه جادویی این شعر رو می خونه . ای گل درخشان شو

نیرویی تابان شو بعد متوجه میشه كه موهاش جادویی

وقتی می خواد كه از موهاش یكم بكنه كه با خودش ببره

آن تكه مو قهوه ای میشه و جادیی كه خونده بود باطل میشه

ولی نترسید تمام موهاش باطل نشده همون تیكه مو

باطل شده . ولی وقتی می بینه اینجوریه اون بچه رو

بر می داره وپا به فرار می ذاره فردا كه پادشاه و ملكه

بیدار میشن می بینند بچشون نیست همه جا رو میگردن

قافل از اینكه پشت سبزه های زیادی یك قلعه ی بزرگ

هست ولی كسی نتونسته تا به حال اونجا رو ببینه

این دختر قصه ی ما با یك دروغ بزرگ میشه

از این ورم شاه و ملكه شب تولد راپونزل فانوسی به رنگ

موهاش پر میدن به امید این كه یه روز پیدا بشه ...

راپونزل نمی دونست كه این فانوسا برای اونه ولی خیلی

دوست داشت ببینه كه روزی

بقیه ی داستان روزی دیگر

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

  ادامه ی مطلب همراه با نظر فراموش نشه

    

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول     تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

 

  

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 8 شهریور 90 12:29 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30