تبلیغات
داستان بزرگ شدن من - مدرسه و داستانش
شعر و داستان و عکس و خاطرات کودکانه

مدرسه و داستانش

28 شهریور 90 03:09 ب.ظ

نویسنده : پرستو مهربانی

سلام دوستان خوبید .. سلامتید .. امروز داستان نداریم

کلیپم نداریم ولی یه خبر داریم خبرم با عکسه

دیروز صبح من با مادرم رفتیم مدرسه معلم رو دیدیم خیلی خیلی

مهربون بود .. با مهربونیش ولی مطمئن هستم که خوب درس می ده

اینجور که معلوم بود بعضی از مادرا خودشون این معلمو انتخاب کردند

یعنی نذاشتن که مدیر برای بچشون معلم انتخاب کنه ...

این خلاصه ی حرف بود ادامه ی مطلب اصلی شه ولی قبل از هر چیز

می خوام چند عکس از لوازم تحریرم بذارم نه فک نکنید که دفتر خریدمو

اینجور چیزا اونارو هنوز نخریدم خورده ریزه هارو خریدم

مثه کیف و کفش و مداد رنگی و چیزایی که به برگه لوازم تحریر نیاز نیست

حالا عکسارو خودتون ببینید متوجه می شید . می خوام بگم اگه اونارو

خریدم سری ازشون عکس می گیرمو می یارم می ذارم مثه امروز

حالا حرفه زیادی بسه عکسارو ببینیم :

 

این عکسی از کفش ورزشیم لباسشو نخریدم می خورم وقتی خریدم

بهتون نشون می دم

این مداد رنگی هام 36 رنگه هست خیلی دوسش دارم

اینم یه ست از خورده ریزه هاااا .. جامدادی نخریدم می خرم

اینم از ماژیکام رنگاشون خوشگله ؟

اینم یه عکس از کیفم

امیدوارم خوشتون اومده باشه ادامه ی مطلب فراموش نشه راستی

نظرم فراموش نشه مگرنه دیگه آپ نمی کنم هاااا

خوب خوب خوب سلامی دوباره به تمام دخترانی که امسال باید برن به مدرسه

امروز من و مامانم رفتیم به مدرسه ... خانممو ملاقات کردم ....

خانمم خیلی مهربون بود خیلی خیلی مهربون بود

خوب چیزی نمی گم فقط می گم کلی عکس از مدرسه آوردم

خوب ... صدا ... دوربین ... حرکت ...

توی مدرسه ی ما پنجم دبستان بزرگ مدرسه یه

یعنی منم بزرگ مدرسه هستم واییییییییییییییییییییی...

 

خوب امسالم همون مدرسه می رم منظورم از همون اینه که .....

از مهد کودک 1 تا پنجم دبستان که امسال میشه تو همین مدرسه هستم

جالبه نه برای من که خیلی جالبه من تو یک مدرسه بزرگ شدم

زیادم جالب نیست نه نیست خوبه جذابه ....

... خوب حالا خیلی بزرگ تر از اینا شدم

گفتم که پجم تو مدرسه ی ما یعنی بزرگ خیلی بزرگ .......

انشاء الله دوست عزیز شما اگه پایین تر از پنجم هستی برسی بهش

چون مطمئن از بخشه انتظامات شدن خیلی خوشت میاد به ایناش فک نکن

 من خیلی مهربونم تو مدرسه همیشه نمراتم پایین تر از 20 حالا انصافا

19 نمیشه . همه منو میش ناسن چون من تیز هوشمو یه ستاره درخشان دارم

نه از اون ستاره هایی که تو جدول می زنیم نه ... یه خانم از تیزهوشان

 اینجا میاد و هر دفعه که نمرم بالا بره که همیشه بالا بوده

می یادو منو می بره تو سازمان تیزهوشان اونجا دیگه بقیشو نمی گم

 میدوارم خوشتعون بیاد ....

من کامپیوترخوب بلدم خیلی 4 سالم که بود درسته 4 سالم .. برام کامپیوتر آوردن

من بدون کلاس رفتن کامپیوترو یاد گرفتم . و العا می تونم ویندوزم حتی نصب کنم

چه برسه اینترنت ... تو مدرسه کلاس کامپیوتر داریم یعنی اکثر مدرسه ها داره

بچه ها صرف 1 ساعت با کلی کمکی که معلم کامپیوترمون بهشو ن می کرد کارو

تموم می کردن ولی من بیشتر از 5 دقیقه نمی شد ... تازه اینترنتم که داشتم

العا دارم . من به پری اینترنت و پری کامپی . معروفم یعنی تو مدرسه معروفم

بچه برای اینکه کنار من بشینن باهم دعوا می کردند خلاصه منم پادشاه باورتون میشه

دعوا می کردن دعواهاشونم ... حالا بهتون می گم

. حالا دعواهاشونو اینجوری بود " : بابا هفته ی قبل تو نشستی دیگه

حالا بذار من بشینم ::""" بدتر از این من نمی خواستم کنار بچه هایی که نمراتشون

پایین هست بشینم ولی مسکه مجبور بودم ... گاه گاهی از اینکه بالاترم از بچه ها

خوشم می یاد ولی گاه گاهی می دونید که به خاطر اینجور دعواها آدم دلش

می خواد که سطح پایین باشه تازه بعضی از بچه هایی که نمراتشون یه خورده

بقیشو نمی گم از من سو ء استفاده یعنی از من استفاده می کردن

خانممون می گفت هرکی زودتر تموم کنه کارشم درست باشه می تونه بره تو بازی

یعنی بازی های کامپیوتری ... ای بابا منم هروقت می شستن زرنگی می کردمو

یه خورده طول می دادم ولی برای سطح بالا هاا طول نمی دادم

خوب اینطوری بود ... بیشتر از کارای تحقیقاتی من 20 بودم گرچه بچه های دیگه 19

می شدند ولی به 20 نمی رسیدند چرا چون من اینترنت دارمو کلی وبم که برای

کارای تحقیقاتی هست برای همین اینجوری دیگه حتی انشاءهام نه این که

انشاء هامو از اینترنت در می یارم اگه چیزی رو نتونم بفهمم از اینترنت یا از مادرم می پرسم

خوب اینم از این تا دیدار دیگه خداحافظ نظر فراموش نشه چون دفعه ی بعدی

اگه نظر نذارین آپ نمی کنم حتی از مدرسم ....




دیدگاه ها : بدو بیا اینجا نظر بده مگر نه آپ نمی کنم : نظرات
آخرین ویرایش: - -



نمایش نظرات 1 تا 30